لوجیکو
لطفا شکیبا باشید
بهره وری رو به عنوان عاملی برای اندازه گیریِ کاراییِ یک فرد، دستگاه، سیستم و یا یک کشور تعریف می کنن. این عامل، باتقسیم درآمد بر هزینه ها به دست میاد. که مقدار این کسر با بهره وری نسبت مستقیم داره. به زبون ساده تر، این که چقدر هزینه می کنین و چقدر درآمد دارین نشون دهنده ی بهره وری شماست.
Image

بحران هزینه ها و قایق نجاتی به نام بهره وری

10 ماه پیش زمان مطالعه : 2 دقیقه | 0 دیدگاه
بهره‌وری

مقدمه:

بهره وری رو به عنوان عاملی برای اندازه گیریِ کاراییِ یک فرد، دستگاه، سیستم و یا یک کشور تعریف می کنن. این عامل، باتقسیم درآمد بر هزینه ها به دست میاد. که مقدار این کسر با بهره وری نسبت مستقیم داره. به زبون ساده تر، این که چقدر هزینه می کنین و چقدر درآمد دارین نشون دهنده ی بهره وری شماست. این شاخص به شما نشون میده که به ازای هر یک ریال هزینه، چقدر درآمد کسب می کنین. طبیعیه ی که هرچه این مقدار بالاتر باشه، شما موفق تر خواهید بود.


کل هزینه ها و میزان سرمایه گذاری / میزان درآمدها  =  بهره وري كل


در مورد کارکنان خارج از سازمان هم بهره وری به صورت درآمد تولیدی توسط شخصی، نسبت هزینه و زمان مصرف شده بیان می شه.


بهره وری یکی از پارامتر هایِ اساسی در افزایش سود، موفقیت و یا شکست کسب و کار ها و حتی سقوط دولت هاست. نمودار زیر نشون میده چطور تکنولوژیِ ماشین های اداری و فلاپی دیسک ها که تقریبا یک قرن پیش معرفی شدن، بهره وریِ نیرو کارِ بریتانیا رو افزایش دادن و خیلی از مشکلات نیروی انسانی رو بر طرف کردن.


بهره وری

متاسفانه، این فاکتور توسط خیلی از شرکت های ایرانی نادیده گرفته می شه و نیاز به یک سری تغییرات برای بهینه سازی و افزایش درآمد به شدت دیده می شه.

در مقاله این هفته سعی داریم تا روش هایی رو برای افزایش بهره وری کارکنان خارج از سازمان بیان کنیم و تا جایی که بتونیم اون ها رو با توجه به شرایط کشورمون تطبیق می دیم.


مشکلات بهره وریِ نیروی انسانی:

اولین مشکل در بهروه وری کارکنان، مدیریت منابع انسانیه.

وقتی در مورد مدیریت منابع انسانی صحبت می کنیم، منظورمون استخدام نیروی جدید، نگهداری و مدیریت نیروهای قبلیه.

یکی از بزرگترین مشکلات شرکت ها، خروج کارکنان شون در مقطعی از زمانه. تصور کنین که در طی انجام یک پروژه مهم، یکی از نیروهای شما قصد خروج از شرکت رو داشته باشه. حالا هر چقدر هم که وظایف اون فرد حیاتی نباشه، برای جایگزینی وظیفه یا موقعیت شخص مذکور، نیاز به صرفِ هزینه و زمانِ اضافی دارین.


مشکل بعدی، عدم درک کافیِ کارکنان از اهداف و مسیری اصلی شرکت شماست. داشتن هدف در انجام هر کاری مهمه و کارمندی که ندونه برای چی داره زحمت می کشه، مثل ماشینی می مونه که در گل راه می ره و هر چند کیلومتر درجا می زنه. این کار باعث می شه تا نسبت به سوختی که مصرف می کنه(هزینه های ورودی)، بازده کم تری داشته باشه.


در بعضی از موارد سؤ مدیریت وجود داره؛ مثلا مدیران مشاوره های درستی در مورد نکات کار در اختیار کارکنان، به خصوص افراد کم تجربه نمیذارن و احتمال بی گدار به آب زدن کارکنان بیشتر می شه؛ همچنین در بعضی از کسب و کار ها کارکنان به آموزش بیشتر نیاز دارن و عدم انجام این مورد به هدر رفتن سرمایه های شرکت ختم می شه. به طور مثال شرکت پخش مواد غذایی ای رو در نظر بگیرین که تعدادی نیروی ویزیتور برای بازاریابی میدانی استخدام کرده. این افراد تجربه فروش ندارن و به دلیل حقوق و مزایای کم، استخدام شدن. بی تجربه گی این افراد در برخورد با مشتری ها ممکنه برند محصولی که براش تبلیغ می کنن رو خراب کنه و حتی قسمتی از بازار به روی این برند بسته بشه. با این که شاید با یک کلاس 2 ساعته و یک سری آموزش های ساده این مشکل تا حد زیادی رفع می شه.


خب، با تئوری بهره وری آشنا شدین حالا وقتشه که از چند مورد واقعی براتون مثال بیاریم.

شرکت آمازون رو در نظر بگیرین، این شرکت با استراتژی ها و برنامه ریزی هایی که طی این سال ها انجام داده تونسته هزینه هاش رو کاهش و درآمد کلی خودش رو افزایش بده، نمودار سعودیِ زیر درآمد این شرکت رو از سال تأسیسش تا 2017 نشون می ده.

ممکنه این سوال پیش بیاد که این شرکت، با این همه هزینه های سنگین حمل و نقل و نگهداری و ... چطور تونسته به این حد از موفقیت دست پیدا کنه؛ در ادامه با ما باشید.

بهره وری

یکی از مواردی که هنر بهینه ساریِ این شرکت رو نشون می ده، پروژه آماده سازی آمازون برای یکی از تعطیلات آخر ساله که بازار شلوغ می شه. طی یک مدت کوتاه چند هفته ای آمازون چیزی حدود 120,000 کارگر رو موقتی استخدام می کنه و قصد داره تا هنگام هجوم مشتری ها، سهم خودش از بازار رو 40 درصد افزایش بده؛ این در حالیه که در کنار استخدام، این کارگر ها به آموزش نیاز دارن تا با شیوه کار آمازون آشنا بشن و شرکت های رقیب مثل وال مارت هم در تلاش برای همین کار هستن. در واقع کاری که آمازون انجم داد یک ارتقاءِ 95 درصدی بود.

آمازون از ربات ها برای جابه جای و حمل محصولات در انبارش استفاده می کنه و نیرو های انسانی بیشتر نقش مدیریت، تحلیل داده و بررسی ورود و خروج رو به عهده دارن که این مورد به تنهایی خیلی از فرآیند ها رو بهبود می بخشه و بهره وری رو افزایش می ده. 

بهره وری

به علاوه ربات ها، آمازون به آموزش و نوع رفتارش با کارکنانش خیلی اهمیت می ده و سعی می کنه تا اون ها در طی کار، به صورت خودآموز پیشرفت کنن و به یک سری استاندارد های لازم برسن.


چطور بهره وریِ کارکنان مون رو افزایش بدیم؟

اولین قدم، تعیین هدفه. سوالات زیر به شما کمک می کنه تا هدف تون رو سریع تر پیدا کنین.

آیا فرآیند های کسب و کارتون به اندازه کافی سریع هستن؟
آیا فضا و امکاناتتون پاسخگویِ نیاز هاتونه؟
آیا هزینه هاتون بیش از اندازه زیاده و نیاز دارین تا کمشون کنین؟ 

سعی کنین نیاز ها، کمبود ها، موارد اضافی و مشکلات شرکت خودتون رو پیدا و با توجه به اون ها اهدافی رو تعریف کنین.

بعد از تعریف هدف، لازمه تا با کمک روش هایی که در ادامه تعریف می کنیم برای افزایش بهره وری شرکت تون برنامه ریزی کنین.


کاهش اتلاف تا حد امکان:

در این روش شرقی (مدیریت با این رویکرد بیشتر در شرق مرسوم بوده و امروزه از تعاریف اساسی اقتصادی ژاپن هست( ، با کاهش موارد اضافی، برای رسیدن به حداکثر بهره وری اقدامات لازم صورت می گیره. رسیدن به اتلاف صفر و یا داشتن سازمان بدون اسراف فلسفه ی این روشه.

اولین نکته در جلوگیری از اتلاف هزینه ها، استخدام و نگهداری از کارکنان درجه یک هست. در کنار جلوگیری از استخدام کارمند نامناسب که بهره وری کمی داره(یعنی مقدار خروجی کمی نسبت به دریافتش انجام میده)، نگهداری از کارمندان، به خصوص افراد توانا و درجه یک خیلی مهمه. کارمندی رو تصور کنین که ماهی حدود 4 میلیون حقوق می گیره، کمترین هزینهِ خارج شدن این شخص از شرکت شما، چیزی حدود یک هفته اتلاف هزینه ها برای استخدام نیرویِ جدیده که در طی زمان به سازمان شما ضربه می زنه.

پس بهتره تا در وهله اول طبق یک سری ارزیابی مناسب، فردی رو استخدام کنیم که مناسب شرکت ما باشه و در مرحله بعد با رفتار، فضا و مزایای مناسب این کارمند درجه یک رو در شرکت خودمون نگه داریم. قانونی که ژاپنی ها در این روش ازش یاد می کنن، در نظر گرفتن یک سازمان به عنوان یک خانواده هست.

پیشنهاد می شه که همیشه در مورد رضایت یا عدم رضایت کارکنانتون ارزیابی داشته باشین و پاداش هایی غیر مالی برای اون ها در نظر بگیرین. متعهد و وفادار سازی کارکنان خیلی در بهره وری اون ها تاثیر داره.


نکته دوم این که، آموزش مناسب و مکانیزه کردن فرآیند های تکراری ای که قابلیت مکانیزه شدن رو دارن، به بهینه سازی فرآیندها کمک شایانی می کنه. این کار دقیقا یعنی بهینه سازی و کاهش هزینه های. 

توجه داشته باشین که آموزش مناسب محدود به فقط یک سری از کارمندان نمی شه و تا حدی( تاجایی که تمرکز کارکنان بر روی کار حفظ بشه) بهتره تا مسئولیت ها اشتراکی باشه که  اگر یکی از کارمندان به دلیل مریضی یا هر چیز دیگه نتونست ادامه به بده، فرآیند کار متوقف نشه و فرد دیگه ای توانایی انجام اون کار رو داشته باشه. این مورد در مسئولیت های شغلی ای مثل خدمات مشتریان و پشتیبانی خیلی تاثیر گذاره. 


دستیابی به حداکثر سود:

تقریبا می شه گفت تمام کارهایی در یک سازمان انجام می گیره در جهت افزایش در آمده. حالا چطور می شه با افزایش بهره وری، سود شرکت مون رو افزاش بدیم؟(توجه کنین که درآمد با سود فرق می کنه و ممکنه شرکتی درآمد زیادی داشته باشه ولی سود ناشی از درآمدش کم باشه).

در هر شرکتی، بخش های مختلف، تاثیر های متفاوتی بر سود یا درآمد می ذارن. مثلا ممکنه در کسب و کار های تحویل کالا، به زمان رسیدن سفارش ها عامل بسیار مهمی در رضایت مشتری باشه و در افزایش خرید مشتریان تاثیر چشم گیری بذاره.

برای به حداکثر رسوندن سود شرکت با کمک افزایش بهره وری، بهترین کار تمرکز بر روی فرآیندهایی هست که با افزایش درآمد شما رابطه مستقیم یا تاثیر بیشتری بر افزایش درآمد دارن. به طور مثال، بخش فروش شرکت های پخش مواد غذایی مستعد افزایش درآمد هستن و با بهره ور کردن کارکنان این بخش مثل ویزیتور ها، بدون این که فرد جدیدی رو استخدام کنن، می تونن سود شرکت شون رو افزایش بدن.

سوالی که به وجود میاد اینه که مگر نگفتیم که درآمد رابطه مستقیمی با سود نداره، چطور با کمک افزایش بهره وری، سود افزایش پیدا می کنه؟

مثال قبل رو در نظر بگیرین، ویزیتوری از این شرکت در ماه مقدار مشخصی از محصولی رو به فروش می رسونه و حقوقی رو دریافت می کنه. با آموزش، رفتار و نگهداری مناسب از این کارمند یا استخدام کارمندی بهتر به جای فرد قبلی، شرکت مذکور می تونه بدون افزایش هزینه هاش(پرداخت حقوق)، فروش محصولاتش رو بیشتر کنه. در واقع با تمرکز بر روی بخشی که مستقیما به درآمد مرتبط می شه و بدون خرج هزینه اضافی، سود خودش رو بیشتر کرده.


جمع بندی:

بهبود بهره وری نیازمند برنامه ریزی، گذر زمان و کنترله. همونطور که پیشتر در متن گفتیم با انتخاب هدف به برنامه ریزی خودتون جهت می دین و سپس مثل هر فرآیند دیگه ای، با ارزیابی موقعیت فعلی و سپس مشخص کردن هدف تون و چیز هایی که توانایی تغییر یا اضافه کردنشون رو دارین(منابع)، برنامه ریزیِ درستی در راستای بهبود و بهینه سازی فرآیند هاتون انجام بدین.

در مورد انتخاب یکی از دو روش بالا، خودتون  رو به یک روش خاص محدود نکنین و حتی اگر امکانش هست از ترکیبی از هر دو یا روشی جدید استفاده کنین.

روز هایی بهتر و بهره ور تر رو برای شرکت تون آرزومندیم و خوشحال می شیم که اگر با روش یا تجربه ای جدید آشنا شدید اون رو با ما در میون بگذارین.

لوجیکو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

پست های مرتبط

نظرات
ایمیل شما منتشر نخواهد شد
لغو